پایگاه جامع اطلاع رسانی امام حسن مجتبی علیه السلام

امروز : دوشنبه
۱۹. آذر ۱۳۹۷
1. ربيع‌الثاني 1440
10. 2018

سیره ی امام مجتبی علیه السلام

امام ميوه‏ هاي صلح را مي‏چيند

نامه الکترونیک چاپ PDF
امتیاز کاربر: / 10
بدخوب 
هدف اصلي امام حسن از انعقاد صلح با معاويه در واقع افشا کردن ماهيت آن مرد نيرنگ باز و نابود کردن حکومت استوار شده بر ارزشهاي جاهلي او بود. امام حسن عليه‏السلام مي‏خواست از نو صفوف مخالفان را نظم بخشد و از هر فرصتي براي برانگيختن روح ايمان و تقوا در مردم بهره‏برداري کند.
در زير به برخي از موضعگيريهاي درخشان آن امام در مقابل معاويه خواهيم پرداخت. در واقع اين موضعگيريها، تاج و تخت معاويه را مي‏لرزاند و روش مقاومت را به مخالفان حکومت مي‏آموخت:
الف - اندکي پس از برقراري صلح، معاويه براي ايراد سخنراني بر منبر نشست و گفت: حسن بن علي مرا شايسته‏ي خلافت تشخيص داد و خود را سزاروا اين امر ندانست.
امام حسن عليه‏السلام نيز در آن مجلس حضور داشت و يک پله پايين‏تر از معاويه نشسته بود. چون سخنان معاويه به پايان رسيد، آن حضرت برخاست و خداي را بدانچه شايسته بود، ستود و آنگاه از روز مباهله ياد کرد و فرمود:
«پس رسول خدا صلي الله عليه و اله از خلايق، پدرم و از فرزندان من و برادرم و از زنان مادرم را بياورد. [1]  ما اهل و دودمان او هستيم. او از ماست و ما از اوييم. و چون آيه‏ي تطهير [2]  نازل شد، رسول خدا صلي الله عليه و اله ما را در زير عباي خيبري ام‏سلمه (رض) گرد آورد و آنگاه فرمود: بار خدايا! اينان اهل بيت و دودمان منند. پس پليدي را از ايشان بزداي و آنها را پاک کن. در زير اين عبا جز من و برادر و پدرم و مادرم کس ديگري نبود و در مسجد هيچ کسي اجازه جنب شدن نداشت و هيچ کس را حق به دنيا آمدن در آن نبود مگر پيامبر صلي الله عليه و اله و پدرم و اين کرامتي بود از جانب خداوند به ما و شما خود جايگاه ما را در نزد رسول خدا صلي الله عليه و اله ديده بوديد.
همچنين آن حضرت فرمان داد تا درهايي را که به روي مسجد گشوده مي‏شد ببندند مگر درب خانه‏ي ما را. برخي در اين باره از حضرتش پرسش کردند و وي فرمود: من از جانب خود نمي‏گويم که کدام در را ببنديد و کدام را بگشاييد، بلکه خداوند به بستن و گشودن اين درها فرمان داده است. اينکه معاويه پنداشته است که من او را شايسته‏ي خلافت دانسته و خود
را سزاوار آن ندانسته‏ام. او دروغ مي‏گويد. ما در کتاب خدا و بر زبان پيامبرش نسبت به مردمان اولي هستيم. اهل بيت همواره و از زماني که خداوند، پيامبرش را به سوي خود برد، زير ستم بوده‏اند. پس خداوند ميان ما و کساني که حق ما را به ستم گرفته و بر گردن ما بالا رفته‏اند و مردم را بر ضد ما شورانده و سهم ما را از «في‏ء» [3]  بازداشته و مادر ما را از حقي که رسول خدا صلي الله عليه و اله براي او قرار داده بود، محروم کرده‏اند، داوري فرمايد.
ادامه مطلب...
 

آخرین جمله ی امام حسن مجتبی علیه السلام

نامه الکترونیک چاپ PDF
امتیاز کاربر: / 11
بدخوب 

محمد بن شهر آشوب مي‏نويسد: حکايت شده است که وقتي امام حسن عليه‏ السلام در آخرين لحظات عمرش بود. امام حسين عليه‏ السلام به او گفت: برادر جان! مي‏خواهم از حال تو آگاه شوم. امام حسن عليه‏ السلام فرمود: از پيامبر خدا صلي الله عليه و آله شنيدم مي‏فرمود:
«لا يفارق العقل منا اهل البيت مادام الروح فينا، فضع يدک في يدي حتي اذا عاينت ملک الموت اغمز يدک» تا وقتي که روح در بدن ماست، عقل از ما جدا نمي‏شود، پس دستت را به دست من بده تا هنگامي که فرشته‏ ي مرگ را ديدم به دستت فشار دهم. امام حسين دستش را به دست امام حسن داد، ساعتي بيش نگذشته بود که دستش را فشرد، امام حسين عليه‏ السلام گوش خود را به نزديک دهان امام حسن برد حضرت فرمود: ملک الموت به من گفت: «ابشر فان الله عنک راض و جدک شافع» [1]  مژده باد .خداوند از تو خوشنود است و جدت رسول الله شفيع است. در اين هنگام روح حضرت به ملکوت اعلي پيوست و صداي شيون و ناله از خانه حضرت بلند شد و فرزندان و خواهران و خويشاوندان به سوگواري نشستند.

آخرین بروزرسانی ( يكشنبه ، ۱۳ شهریور ۱۳۹۰ ، ۲۱:۵۱ ) ادامه مطلب...
 

آخرین لحظات عمر امام حسن و یادآوری حدیث پیامبر

نامه الکترونیک چاپ PDF
امتیاز کاربر: / 4
بدخوب 

مرحوم علامه مجلسي رحمه الله در بحارالأنوار مي‏نويسد: روايت شده که چون هنگام وفات امام حسن عليه‏ السلام رسيد، سم تمام بدن حضرت را فراگرفته و در اثر آن رنگ مبارکش سبز گرديده بود. امام حسين عليه‏ السلام گفت: برادر جان! مرا چه شده است، چرا رنگ‏ات را متمايل به سبز مي‏بينم؟ امام حسن عليه‏ السلام گريه کرد و گفت: اي برادر! حديث جدم (رسول الله) درباره من و تو صحيح است. «ثم اعتنقه طويلا و بکيا کثيرا» سپس دست در گردن امام حسين عليه‏ السلام کرده، هر دو به مدت طولاني گريه کردند. آنگاه امام حسين عليه‏ السلام از فرمايش رسول خدا صلي الله عليه و آله پرسيد که چه بوده است؟
امام حسن گفت: جدم به من خبر داد و فرمود: در شب معراج چون وارد بهشت شدم و بر منازل مؤمنان گذر کردم، دو قصر (ساختمان) بلندي در کنار همديگر ديدم که از هر جهت شبيه هم بودند، جز اينکه يکي از زبرجد سبز و ديگري از ياقوت سرخ بود. گفتم: «يا جبرئيل! لمن هذان القصران؟ فقال: احدهما للحسن و الآخر للحسين» اي جبرئيل اين دو قصر از آن کيست؟ گفت: يکي از آن حسن و ديگري از آن حسين است.گفتم: جبرئيل! هر دو يک رنگ نيستند؟ جبرئيل ساکت شد و جواب نداد. گفتم: جبرئيل! چرا حرف نمي‏زني، ساکت شده‏ اي؟
عرض کرد: يا رسول الله از تو شرمنده‏ ام! گفتم: شما را بخدا به من خبر ده، گفت:
«اما خضرة قصر الحسن فانه يموت بالسم و يخضر لونه عند موته، و اما حمرة قصر الحسين فانه يقتل و يحمر وجهه بالدم.» سبزي قصر حسن بخاطر آن است که به سم شهيد مي‏شود و سرخي قصر حسين نيز بجهت آن است که او را مي‏کشند در حالي که چهره‏ي مبارکش با خونش رنگين شده است.
چون سخن به اينجا رسيد حاضران با صداي بلند گريستند و صداي گريه زياد
شد. [1] .

آخرین بروزرسانی ( يكشنبه ، ۱۳ شهریور ۱۳۹۰ ، ۲۲:۰۸ ) ادامه مطلب...
 

متن نامه ی امام حسن به زیاد بن ابیه

نامه الکترونیک چاپ PDF
امتیاز کاربر: / 5
بدخوب 

وقتي امام به سوي مدينه رفت، معاويه که ديگر خيالش از طرف آن‏حضرت راحت شده و تسلط کاملش بر عراق به دست آورده بود، شروع به آزار و اذيت مردان حق و طرفداران علي عليه‏السلام کرد. او با تغييراتي که در احکام الهي به وجود مي‏آورد روز به روز بر تعداد مخالفان خود مي‏افزود؛ به طوري که افراد زيادي از مردان حق و حتي کساني که با معاويه بيعت کرده و زير فرمانش بودند و در دستگاه اموي خدمت مي‏کردند، از او بريدند و به سوي مدينه رهسپار شدند تا در زير بيرق اسلام نفس بکشند. از آن جمله ابودردا، قاضي معروف دمشق بود. کم‏کم مدينه به عنوان پايگاهي براي پناهندگان سياسي درآمد و هر کس که از ظلم و ستم معاويه به تنگ مي‏آمد، به سوي مدينه مي‏رفت و در پناه امام حسن قرار مي‏گرفت.

آخرین بروزرسانی ( شنبه ، ۲۹ مرداد ۱۳۹۰ ، ۱۶:۱۵ ) ادامه مطلب...
 

پذیرش صلحنامه و حرکت به سوی مدینه

نامه الکترونیک چاپ PDF
امتیاز کاربر: / 1
بدخوب 

پس از قرارداد صلح، امام حسن (عليه‏ السلام) مصلحت را در آن ديد که با ياران و خانواده‏ اش، کوفه را به مقصد مدينه ترک گويد؛ زيرا حس مي‏کرد که ماندن در کوفه، ديگر به صلاح او و پيروانش نيست. اما اين خبر که او مي‏خواهد به سوي مدينه حرکت کند، کوفه را غرق در اندوه و غم کرد. مردم غمگين و نااميد، دسته دسته خدمت امام مي‏آمدند و مي‏کوشيدند آن‏حضرت را از رفتن به مدينه باز دارند. گروهي پيشنهاد مي‏کردند که دوباره سپاهي فراهم کند و به جنگ با معاويه برخيزد. مي‏گفتند: «حال که معاويه زيرقول و قرارهايش زده و همه شرطهاي قرارداد صلح را زير پا گذاشته است، اين قرارداد به خودي خود لغو شده به حساب مي‏آيد و امام بايد دوباره به جنگ با معاويه برخيزد.حق هم دارد. که دست به چنين کاري بزند!»

 

ادامه مطلب...
 
صفحه 1 از 11

منوی اصلی

خورشید انقلاب

پیام نوروزى به مناسبت آغاز سال 1394
متن کامل سخنان مقام معظم رهبری


 اگر کسى تصور کند که ... حتّى یک لحظه در ذهن خودم خطور مى‌دادم که این مسؤولیت به من متوجه خواهد شد، قطعاً اشتباه کرده است. 
فرمایشات معظم له درباره ی منصب رهبری


در زمان امام(ره) می‏دیدیم که ایشان مطلبی را می‏فرمودند، اما در مجلس همه به آن رأی نمی‏دادند؛ نمی‏شود گفت اینها ضدّ ولایت فقیه‏اند.
متن کامل سخنان مقام معظم رهبری


 بیش از چهل جلسه ی تفسیر قرآن از زبان مقام معظم رهبری  
برای دسترسی به تفسیر قرآن معظم له کلیک کنید


 

پایگاه علمای شیعه

کاربران آنلاین

 53 مهمان حاضر